از انجا که محمد نمیداند خورشید حدود 8 دقیقه و 30 ثانیه
نوری با زمین فاصله دارد (یعنی حدود 150 میلیون کیلومتر) وقتی داستان
ذوالقرنین را تعریف میکند میگوید او جایی را یافت که خورشید در چشمه ابی گل
الود فرو میرود
تا آنگاه كه به غروبگاه خورش...يد رسيد و جایی را یافت كه [خورشيد] در چشمهاى گلآلود و سياه غروب مىكند و نزديك آن طايفهاى را يافت فرموديم اى ذوالقرنين [اختيار با توست] يا عذاب مىكنى يا در ميانشان [روش] نيكويى پيش مىگيرى (۸۶)
ایا این از عدم اگاهی گوینده نیست ؟
چگونه خدای عالم نمیداند که خورشید با زمین میلیون ها کیلومتر فاصله دارد و تصور میکند در چشمه ای گل الود فرو میرود؟
تا آنگاه كه به غروبگاه خورش...يد رسيد و جایی را یافت كه [خورشيد] در چشمهاى گلآلود و سياه غروب مىكند و نزديك آن طايفهاى را يافت فرموديم اى ذوالقرنين [اختيار با توست] يا عذاب مىكنى يا در ميانشان [روش] نيكويى پيش مىگيرى (۸۶)
ایا این از عدم اگاهی گوینده نیست ؟
چگونه خدای عالم نمیداند که خورشید با زمین میلیون ها کیلومتر فاصله دارد و تصور میکند در چشمه ای گل الود فرو میرود؟
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر