۱۳۹۴ فروردین ۳۱, دوشنبه

مافیای زمینی اسلام.57

مافیای زمینی اسلام

بررسی ساختار قدرت در اسلام به شیوه شمشیر در دو بخش سریه ها و غزوه ات صدر اسلام.

سریه پنجاه و هفتم :
سریه بنی کلاب به فرماندهی ضحاک بن سفیان کلابی، ربیع الاول سال 9 هجری....

محمد عده ای جهادگر مافیایی خود را برای دعوت به اسلام بر «قبیله قرطاء که شعبه ای از قبیله بنی بکر» بودند، گسیل نمود. در میان جهادگران کسانی مانند« سفیان بن عوف بن ابی بکر کلابی و اصید بن سلمة بن قرط بن عبد» هم حضور داشتند. جهادگران در منطقه « زج لاوه » بر قبیله قرطاء وارد شده و آن قوم کافر را بر آیین مبارک اسلام دعوت نمودند. قرطائیان دعوت به اسلام را نپذیرفته و خواهان ادامه راه و اعتقاد پدرانشان شدند.نبردی و نزاعی بین آنها رخ داد که در خاتمه قرطائیان مجبور به فرار شدند.
««اصید بن سلمة بن قرط بن عبد» در این سریه بر پدر خویش که مسلمان نشده بود برخورد نمود. «سلمة بن قرط بن عبد» بر اسبی سوار بود که پسرش اصید بن سلمة راه را بر وی بست. اصید پدرش را به اسلام دعوت نمود ولی پدر ضمن امتناع به دعوت اصید و اسلام پیشنهادی پسرش به او و دین اسلام دشنام داد. اصید اسب پدرش را زخمی نمود و چون اسب به زانو در آمد، پدر خود را اسیر نمود و جهادگر دیگری پدرش را در جلوی چشمانش بقتل رسانید!
و این اعمال وحشیانه نه تنها نشانی از لا اکراه فی دین ندارد بلکه پیروی از آیاتی نظیر توبه 23 و آل عمران 85 صورت گرفته است.
توبه(23)
" اي اهل ايمان (اطاعت کننده گان از دستورات الله، محمد،...)، شما پدران و برادران خود را نبايد به دوستی بگيريد اگر که آنها کفر (دگر اندیشی) را بر ايمان بگزينند، و هر کس از شما آنان را دوست گيرد چنين کساني بي‌شک ستمکارند. " !

آل عمران (85)
" هر کس غير از اسلام ديني اختيار کند هرگز از وي پذيرفته نيست، و او در آخرت از زيانکاران است."!

اتفاق و رویداد دیگری که در اثنا و زمان همین سریه بوده است که محمد نامه ای با مفاد دعوت به اسلام را به شخصی بنام «حارثة بن عمروبن قریط » داد. دراین نامه محمد حارثة و قبیله اش را به اسلام دعوت نمود. ولی آنان محتوای نامه محمد را با آب شسته و از چرم و پوست موجود نامه برای پینه و وصله نمودن ته سطل آب خود استفاده کردند. تقدس گرایی امروز مسلمانان از محمد برگرفته از صدر اسلام نمی باشد. در زمان حضور محمد و در سالهای انتهایی رسالت وی قبائلی بوده اند که با فرستاده و نامه محمد بدین طریق برخورد میکرده اند. تقدس گرایی اسلامی از محمد عملی بوده است که در خلال تاریخ بوسیله قلم مورخین جویای ثواب بوجود آمده است. در سریه قبلی یعنی شماره 56 هم دیدیم که شخصی بنام عطارد بر سر در منزل محمد می ایستد و فریاد میزند: محمد بیا بیرون.

در باره عدم تحمل دگراندیشان و آستانه تحمل بسیار پایین مسلمانان حتی در مورد اعضای درجه اول خانواده خود در تاریخ دیروز و امروز اسلام باید به مفاد برخی از آیات قرآن که تاکید بر عدم تساهل و تسامح خانواده دارند، بنگرید همانند توبه (23) که در بالا آورده شد.

شان نزول توبه(23) در باره زمان فتح مکه و نامه شخصی بنام خاطب بن ابی بلتعه است. وی قصد داشت تا بر پسرش در مکه خبر اطلاع فتح مکه را بطریق نامه بدهد.

حضور دستور و حکمی با این مفاد فوق در کتاب ادعا شده از جانب خداوند بر بندگان می تواند عوارض و زمینه های هر سو استفاده ای از مفاد آن را با خط کشی نمودن جامعه و همه چیز را سیاه و سفید دیدن بوجود بیاورد.
قبلا در سریه چهل و سوم دیدم که ابوعبیده جراح در واقعه راهزنی بدر در سال 2 هجری پدر خویش یعنی عبدالله بن جراح را با دستهای خود بقتل رسانیده بود. سریه فوق هم نمونه ای دیگراز قتل پدر یکی دیگر از مسلمانان است که پسر با دستهای خود شرایط مرگ و نیستی پدر خویش را آنهم فقط به بهانه دگراندیش بودن فراهم می نماید. این دو نمونه مثال گویای ایدئولوژی اشخاصی است که مانند رباط فاقد قدرت تجزیه و تحلیل می باشند.
مسلمانان از صدر اسلام تا به امروز با استناد بر الهی بودن این قبیل آیات فوق برای دستیابی بر جنت و بهشت خیالی آخرت خود، حتی حاضر شده اند عزیزترین عضو ارشد خانواده و پدر حقیقی خود را در این دنیای بسیار واقعی تر از سرای موهوم و خیالات آخرت فداکرده و به قتل برسانند!

- المدثر(55) تا هرکه را خواهد متذکر حق شود.
آیا بقتل رسانیدن پدر در سریه شماره 43 ابوعبیدة بن جراح و سریه فوق را بوسیله جهادگران صدر اسلام میشود تذکر حق خواند؟

پنجاه و هفتمین جهاد و سریه دوران اسلام ناب محمدی هم ناشی از مناسبات قبیله گی در منطقه دشت حجاز بوده است. مسلمانان تمامی آیات قرآن را الهی و نازل شده از الله میدانند. براحتی حتی پدر و یا برادران خود را در تاریخ ثبت شده اسلام کشته اند. آیاتی با شان نزول حوادث صدر اسلام برگرفته شده از الله ابداع ضمیر و نهان محمد برای مشروعیت بخشیدن به آن قضیه خونبار بوده است.

وجدان، رحم و شفقت بزرگترین عناصر درون آدمی است که به او امکان نیک اندیشی و نیک کرداری میدهد. انسان بیرحم و با ایمان نمی تواند اخلاقگرا باشد.
براستی پیام اخلاقی این قبیل جنایتهای هولناک بر بشریت در این 1400 سال چه بوده است؟
قتل پدری بوسیله فرزندش فاقد هر نوع بار معنوی و انسانی است. حضور این اندیشه و ایدولوژی خشونت بار برای انسان و انسانیت خطرناک خواهد بود. فرد مومن و ایدولوگ به مثابه رباطی بی اختیار دست به هر جنایتی خواهد زد. خشونت در نهان اسلام در آیات قتال و جهاد نهادینه شده است. فرد مومن و مسلمان صرفنظر از موقعیت زمانی و مکانی برایش هیچ فرقی ندارد در مدینه و صدر اسلام باشد و یا در شیکاگو و زمان فعلی زندگی نماید. او وظیفه دارد که دگراندیش و مخالفین اعتقادی خود را به قتل برساند. آیات عدیده فراوانی خط کشی شرعی بین او و ملل دیگر ایجاد نموده است:

توبه(28) مشرکان نجس می باشند.
آل عمران(118) از غیر هم دینان خود دوست صمیمی نگیرید.
مائده(51) از یهود و نصاری دوستی مگیرید.
آل عمران(28) از کافران دوست مگیرید.
بقره(221) یا زنان مشرک اذواج مکنید.
حضور این قبیل آیات توام با آیات جهاد و قتال و دزدی مقدس در آیات غنائم روحیه تساهل و مدارا را در بین مسلمانان به صفر رسانده است.
تاریخ اسلام متاثر از روابط زمینی و دنیوی افرادی در زمان و مکان مشخصی بنام دشت حجاز و صدر اسلام بوده است. این قضایا همگی ناشی از تصمیمات آدمیان دوران خود بر اساس شرایط خاص خود بوده است. هیچکدام از این رخدادها مقدس و آسمانی و از بالا مدیریت شده نبوده و نیستند. تاریخ اسلام محصول همین حوادث خونبار و آیات قرآن مخلوق ضمیر محمد و الله ابداع روان و اندیشه مافیایی شخص محمد است.
در بحث بعدی به سریه پنجاه و هشتم و موضوع علقمة بن مجزز دلجی خواهیم پرداخت.

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر