"ابراهیم" را قهرمان و پدر یکتاپرستی می دانند.
با اینکه چنین نیست و یکتاپرستی همگام با چندگانه پرستی از دیرباز با مردمان بوده است؛ نگاهی بیندازیم به راه ها و روشهای "ابراهیم" برای یافتن خدای یکتا و پروردگارش در "قرآن":
ابراهیم جوان، بت پرس...تی مردم خودش را نمی پسندد:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۴
و چون ابراهيم به پدر خود آزر گفت آيا بتان را خدايان مى گيرى؟ من، تو و مردم تو را در گمراهى آشكارى مى بينم
پس از این، الله به یاری ابراهیم می آید برای شناساندن خودش به او:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۵
و اين گونه "شکوه و بزرگی" آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از باوركنندگان باشد
شب می شود و ابراهیم، ستاره ای را در آسمان می یابد و آن را پروردگار خود می نامد:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۶
پس چون پوشانید او را شب، ستاره اى ديد گفت اين پروردگار من است و آنگاه چون نادیده شد گفت ناپدیدشدگان را دوست ندارم
آیا یک ستاره به راستی "ناپدید" یا "نادیده" می شود؟
ستاره ای که میلیون ها سال برجای خود استوار است، آیا "افول" می کند؟
در دنباله ماه را می بیند:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۷
و چون ماه برآمده را ديد، گفت: اين پروردگار من است، و چون ناپديد شد گفت اگر پروردگارم مرا راه نبرد به راستی از گروه گمراهان خواهم بود
ماه نیز نه برآمدن و بالا آمدن دارد و نه فرو شدن و نادیده شدن! این گردش و چرخش ماه پیرامون خودش و زمین، و نیز چرخش و گردش زمین پیرامون خودش و خورشید است که آن را تاریک و روشن می نمایاند و کوچک و بزرگ؛ و خورشید:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۸
پس چون خورشيد را برآمده ديد گفت اين پروردگار من است اين بزرگتر است و هنگامى كه نادیده شد گفت: اى مردم من، من از آنچه انباز مى سازيد بيزارم
خورشید نیز همانند ستارگان و ماه و زمین است! نه "طلوع" دارد و نه "غروب"؛ نه برآمدنی و نه فرو شدنی!
اگر تنها یک چیز شایسته ستایش باشد، -ستایش و نه پرستش- همانا "خورشید" است که در جای خود پایدار است و با گرما و تابش خود، بی هیچ نیازی به بندگی و بردگی و نماز گزاردن و پرستش، زندگی را در روی زمین پایدار می کند!
اگر چیزی دیگر برازنده ستایش باشد، -ستایش و نه پرستش- این "زمین" است که بی هیچ نیازی به بندگی و بردگی و نماز گزاردن و پرستش، با گردش و چرخش خود روزها و شبها، تابستان و زمستان ها را پدید می آورد، و چون مادری مهربان، همه ما و دیگر جانداران را در بالین خود گرفته و جا داده است!
اگر دیگر چیزی سزاوار ستایش باشد، -ستایش و نه پرستش- این "ماه" است که بی هیچ نیازی به بندگی و بردگی و نماز گزاردن و پرستش، شبهای تاریک زمین را روشنایی می بخشد و بالا و پایین شدنهای دریاها از اوست که چون گهواره ای زمین را به آرامش می کشاند!
"ابراهیم" قرآن، در میان آمیزه و پالوده ای از "مغلطه" ها و نادرستی ها فرو رفته که پایه آن بر جستجوی "پروردگار" و "خدای یکتا"، و یافتن یک "پرستیدنی" گذاشته شده است!
او نه تنها از "گمراهی" و "تاریکی" وا نرهیده؛ بی دانشی، بی خردی، و کم اندیشی اش، که نشان از باورش به گمانه و گزینه ی "زمین تخت و در میانه و پایه همه جهان" می دهد؛ شالوده ای شده است برای سه دین بسیار آسیب آفرین جهان نوین!
هر چند که "ابراهیم راستین" می توانسته ستاره شناس و اندیشمندی بوده باشد که برای یافتن رازهای پنهان در آسمان - و نه آسمانهای قرآنی- ، زمین و ستارگان کوشیده باشد؛ و ای بسا اندیشه و گمان داستان پرداز چادرنشینان بیابانگرد، او را بدین گونه که در کتابهای آسمانی دیده می شود، به جهانیان نمایانده باشد!
با اینکه چنین نیست و یکتاپرستی همگام با چندگانه پرستی از دیرباز با مردمان بوده است؛ نگاهی بیندازیم به راه ها و روشهای "ابراهیم" برای یافتن خدای یکتا و پروردگارش در "قرآن":
ابراهیم جوان، بت پرس...تی مردم خودش را نمی پسندد:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۴
و چون ابراهيم به پدر خود آزر گفت آيا بتان را خدايان مى گيرى؟ من، تو و مردم تو را در گمراهى آشكارى مى بينم
پس از این، الله به یاری ابراهیم می آید برای شناساندن خودش به او:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۵
و اين گونه "شکوه و بزرگی" آسمانها و زمين را به ابراهيم نمايانديم تا از باوركنندگان باشد
شب می شود و ابراهیم، ستاره ای را در آسمان می یابد و آن را پروردگار خود می نامد:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۶
پس چون پوشانید او را شب، ستاره اى ديد گفت اين پروردگار من است و آنگاه چون نادیده شد گفت ناپدیدشدگان را دوست ندارم
آیا یک ستاره به راستی "ناپدید" یا "نادیده" می شود؟
ستاره ای که میلیون ها سال برجای خود استوار است، آیا "افول" می کند؟
در دنباله ماه را می بیند:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۷
و چون ماه برآمده را ديد، گفت: اين پروردگار من است، و چون ناپديد شد گفت اگر پروردگارم مرا راه نبرد به راستی از گروه گمراهان خواهم بود
ماه نیز نه برآمدن و بالا آمدن دارد و نه فرو شدن و نادیده شدن! این گردش و چرخش ماه پیرامون خودش و زمین، و نیز چرخش و گردش زمین پیرامون خودش و خورشید است که آن را تاریک و روشن می نمایاند و کوچک و بزرگ؛ و خورشید:
سوره ۶: الأنعام، آیه ۷۸
پس چون خورشيد را برآمده ديد گفت اين پروردگار من است اين بزرگتر است و هنگامى كه نادیده شد گفت: اى مردم من، من از آنچه انباز مى سازيد بيزارم
خورشید نیز همانند ستارگان و ماه و زمین است! نه "طلوع" دارد و نه "غروب"؛ نه برآمدنی و نه فرو شدنی!
اگر تنها یک چیز شایسته ستایش باشد، -ستایش و نه پرستش- همانا "خورشید" است که در جای خود پایدار است و با گرما و تابش خود، بی هیچ نیازی به بندگی و بردگی و نماز گزاردن و پرستش، زندگی را در روی زمین پایدار می کند!
اگر چیزی دیگر برازنده ستایش باشد، -ستایش و نه پرستش- این "زمین" است که بی هیچ نیازی به بندگی و بردگی و نماز گزاردن و پرستش، با گردش و چرخش خود روزها و شبها، تابستان و زمستان ها را پدید می آورد، و چون مادری مهربان، همه ما و دیگر جانداران را در بالین خود گرفته و جا داده است!
اگر دیگر چیزی سزاوار ستایش باشد، -ستایش و نه پرستش- این "ماه" است که بی هیچ نیازی به بندگی و بردگی و نماز گزاردن و پرستش، شبهای تاریک زمین را روشنایی می بخشد و بالا و پایین شدنهای دریاها از اوست که چون گهواره ای زمین را به آرامش می کشاند!
"ابراهیم" قرآن، در میان آمیزه و پالوده ای از "مغلطه" ها و نادرستی ها فرو رفته که پایه آن بر جستجوی "پروردگار" و "خدای یکتا"، و یافتن یک "پرستیدنی" گذاشته شده است!
او نه تنها از "گمراهی" و "تاریکی" وا نرهیده؛ بی دانشی، بی خردی، و کم اندیشی اش، که نشان از باورش به گمانه و گزینه ی "زمین تخت و در میانه و پایه همه جهان" می دهد؛ شالوده ای شده است برای سه دین بسیار آسیب آفرین جهان نوین!
هر چند که "ابراهیم راستین" می توانسته ستاره شناس و اندیشمندی بوده باشد که برای یافتن رازهای پنهان در آسمان - و نه آسمانهای قرآنی- ، زمین و ستارگان کوشیده باشد؛ و ای بسا اندیشه و گمان داستان پرداز چادرنشینان بیابانگرد، او را بدین گونه که در کتابهای آسمانی دیده می شود، به جهانیان نمایانده باشد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر