۱۳۹۴ فروردین ۳۱, دوشنبه

مافیای زمینی اسلام.56

مافیای زمینی اسلام

بررسی ساختار قدرت در اسلام به شیوه شمشیر در دو بخش سریه ها و غزوه ات صدر اسلام.

سریه های سال نهم هجرت:
از تعداد 6 سریه موجود به 1 سریه بعلت نبود منبع برای توضیح فقط به نام و عنوان اشاره شده است.(1- سریه ای که به اسارت ث...مامه بن اثال حنفی ختم گردید).

سریه پنجاه و ششم:
56- سریه عیینة بن حصن فزاری، محرم سال 9 هجری.

محمد پس از فتح مکه احکام و فریضه های دینی آیین اسلام را لازم اجرا میدانست. قوانینی مانند خمس- ذکاة و پرداخت وجوهات شرعیه عامل گردش اقتصادی حکومت مافیای مدینه بوده اند. یکی از این قوانین پرداخت وجوهات شرعی مانند زکاة بر اساس توبه(60) شکل گرفت. در محرم سال نهم هجرت محمد به « بسر بن سفیان» که یکی از فرماندهان لایق مافیای مدینه بوده است ماموریت داد تا ذکاة قوم بنی کعب از طائفه خزاعه را جمع آوری نماید. وی به همراه سایر جهادگران به آنجا رفت و تقاضامند جمع آوری ذکاة گردید. اما قبیله بنی تمیم که در همسایگی بنی کعب سکونت داشتند باعث تحریک آنان در عدم پرداخت ذکاة شدند. آنان با شمشیرهای خود مانع تحویل گرفتن ذکاة بوسیله بسر بن سفیان شدند. بالاجبار بسر بن سفیان عقب نشینی نمود و به مدینه بازگشت و گزارش تخطی و کارشکنی بنی تمیم را بر محمد ابلاغ نمود.

محمد هم « عیینة بن حصن فزاری» را با 50 جهادگر سواره برای گرفتن ذکاة و گوشمالی بنی تمیم به آنجا فرستاد. نزاع و قتالی در گرفت و عیینه تعدادی از افراد بنی تمیم را اسیر و به مدینه آورد. بزرگ بنی تمیم بنام« عطارد بن حاجب» به مدینه نزد محمد آمد تا اسیران قبیله خود را آزاد نماید. وی جلوی درب محمد ایستاد و فریاد زد ای محمد پیش ما بیا. نحوه سخن گفتن عطارد با محمد با ارائه تقدس گرایی اسلامی که مورخین از جلوه محمد ترسیم نموده اند تفاوتی فاحش دارد. اشخاصی همانند عطارد در سال نهم هجری و بعد از 22 سال از ادعای نبوت، قطعاً محمد را فقط یک سردار فاتح و بدون قبای نبوت و رسالت الهی می دیده اند. مسلماً شخصیت و قدرت محمد در همان دوران و زمان در مدینه در نظر بعضی ها فقط یک قدرت زمینی بود و نه آسمانی. لقا و عبایی که تاریخنویسان و محدثین دلسوز اسلامی در خلال دوران خلافت اسلامی بر تن محمد نمودند با این قبیل وقایع سنخیت ندارد.

محمد از منزلش بیرون آمد و بعد از گفتگوی با عطارد اسیران بنی تمیم را آزاد نمود. این سریه هم متاثر از مناسبات زمینی بود. هیچ عمل بشر برگرفته از اراده و عزم تقدیرگرایی الله نمی باشد. انسانها خالق اعمال و رفتار خود هستند. تاریخ اسلام هم محصول همین اتفاقات و حوادث ساده زمینی در زمان و مکان خاص خود بوده است. تمامی رخدادهای زندگی آدمیان تحت تابعیت از قوانین احتمالات است. اگر قوم بنی تمیم بر این مسئله کارشکنی ننموده بودند موضوع ادامه پیدا نمی کرد. تمامی رخدادهای صدر اسلام فقط برگرفته از مناسبات زمینی افراد در زمان و مکان خود بوده است.
در بحث بعدی و سریه پنجاه هفتم به موضوع ضحاک بن سفیان کلابی خواهیم پرداخت.

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر