قسمت سوم: مرگ حسن عسگری
اگر به کتاب های مورخان اسلام و بزرگان شیعه مثل کلینی با نگاهی موشکافانه بپردازیم خواهیم دید که انها که به عصر امام زمان سازی نزدیکتر بوده اند در لابلای حرف های خود نکاتی را بیان کر...ده اند که هرگز در اینده مورد توجه قرار نگرفت و در اینده مجلسی ها با داستان سازی های خود باعث شدند که این نکات به چشم نیاید:
ابن شهر اشوب مینویسد خلیفه المعتمد عباسی کارهای حسن عسگری را زیر نظر داشت و نمیگذاشت او با پیروانش در تماس باشد(1)
زمانی که حسن عسگری در بستر بیماری بود معتمد خدمتکاران ویژه اش را دستور داد که او را به شدت زیر نظر بگیرند
به هر روی حسن عسگری در اول ژانویه سال 874 میلادی (260 قمری) در سن 29 سالگی درگذشت ابو عیسی برادر خلیفه با جمعی از بزرگان بر جسدش نماز خواند و اصرار و پافشاری کرد که همه ببینند و مورد معاینه قرار بگیرد و سپس او را در سامرا دفن کرد (2)
دلیل پافشاری ابو عیسی بر دیدن مردم و معاینه پزشکان این بود که شیعیان عادت داشتند تا امامی میمرد میگفتند خلیفه او را مسموم کرده است چناچه با وجود این موضوع مجلسی باز هم همین حرف را زده است...
پس از مرگ حسن عسگری برادر او جعفر به خلیفه گزارش داد که از حسن بچه ای باقی نمانده ولی شیعیان میگویند که بچه ای به دنیا امده است (به این دلیل بعدها شیعیان به جعفر لقب جعفر کذاب دادن) به این سبب خلیفه المعتمد دستور داد که خانه او را وارسی کنند تا ببینند او بچه ای دارد و ایا زنی باردار دارد یا نه؟
که پس از مشکوک شدن به کنیزی به نام صیقل او را قرنطینه کرده و پس از دو سال او را آزاد کردند... (3)
جالب این است که اختلافی بین "حدیث" مادر حسن عسگری و جعفر برادر او بر سر ارث حسن عسگری پیش امد تا جایی که اختلاف به دادگاه خلیفه عباسی رسید
(1)ابن شهر اشوب ، مناقب ، جلد سوم ، ص 533
(1)نظریات الامامه ، ص 394
(2)کلینی ، اصول کافی ، جلد اول ، ص 434
(3)کلینی ، اصول کافی ، جلد اول ، ص 433
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر