آزار و قتل اندیشمندان ایرانی توسط فقها و مسلمانان بنیادگرا !
شيخ
شهاب الدين سهروردی،زاده شده در سهرورد زنجان بود. یکی از ويژگی های جالب
اين فيلسوف اين است كه مانند رازی علاقه زيادی به ايران باستان داشته است و
آراء خود را از آيين زرتشت و حكمت ايران باستان اخذ كرده است.
سهروردی سعی در احيای خرد و حكمت ايران قديم داشت و احياء كننده اصول فلسفی عقايد حكيمان ايران در مورد منشاء نور و ظلمت بود.
...
چون سهروردی از طرفی فيلسوف بود و از طرفی سعی در احيای حكمت قدیم ایران را داشت، فقيهان و علمای دين كينه او را به دل گرفتند.
به همين خاطر مجلس مناظرهای ترتيب دادند و او را به مسجد بزرگ حلب فرا خواندند. در اين جلسه، رئيس فقيهان او را مخاطب ساخته پرسيد:
" آيا خداوند قادر است پس از حضرت محمد پيامبر ديگری بيافريند؟".
سهروردی پاسخ داد:
" البته ، چه قدرتِ خدا مطلق است، و آنچه مطلق است حّد نميپذيرد."
فقيهان
جواب سهروردی را به انكار خاتميت تفسير كرده آن را سند كفر وی ساختند.
سند مذكور را به امضاء رسانيدند، و به حضور صلاح الدين ايوبی فرستادند، و
او بيدرنگ فرمان قتل سهروردی و سوزانيدن آثار او را صادر كرد.
منابع:
نك به: روابط حكمت اشراق و فلسفه ايران باستان. هانری كربن. ترجمه: ع- روح بخشان. اساطير.تهران. چ اول:1382.
همانجا: ص:254.
"مقدمه"
هياكل النورِ سهروردی . ص:10-18. به خامه محمد علی ابوريان. چاپ مصر.
1968. نقل شده از:تاريخ فلسفه در ايران و جهان اسلامی. ص:359.
آزار و قتل اندیشمندان ایرانی توسط فقها و مسلمانان بنیادگرا !
شيخ شهاب الدين سهروردی،زاده شده در سهرورد زنجان بود. یکی از ويژگی های جالب اين فيلسوف اين است كه مانند رازی علاقه زيادی به ايران باستان داشته است و آراء خود را از آيين زرتشت و حكمت ايران باستان اخذ كرده است.
سهروردی سعی در احيای خرد و حكمت ايران قديم داشت و احياء كننده اصول فلسفی عقايد حكيمان ايران در مورد منشاء نور و ظلمت بود.
...
چون سهروردی از طرفی فيلسوف بود و از طرفی سعی در احيای حكمت قدیم ایران را داشت، فقيهان و علمای دين كينه او را به دل گرفتند.
به همين خاطر مجلس مناظرهای ترتيب دادند و او را به مسجد بزرگ حلب فرا خواندند. در اين جلسه، رئيس فقيهان او را مخاطب ساخته پرسيد:
" آيا خداوند قادر است پس از حضرت محمد پيامبر ديگری بيافريند؟".
سهروردی پاسخ داد:
" البته ، چه قدرتِ خدا مطلق است، و آنچه مطلق است حّد نميپذيرد."
فقيهان جواب سهروردی را به انكار خاتميت تفسير كرده آن را سند كفر وی ساختند. سند مذكور را به امضاء رسانيدند، و به حضور صلاح الدين ايوبی فرستادند، و او بيدرنگ فرمان قتل سهروردی و سوزانيدن آثار او را صادر كرد.
منابع:
نك به: روابط حكمت اشراق و فلسفه ايران باستان. هانری كربن. ترجمه: ع- روح بخشان. اساطير.تهران. چ اول:1382.
همانجا: ص:254.
"مقدمه" هياكل النورِ سهروردی . ص:10-18. به خامه محمد علی ابوريان. چاپ مصر. 1968. نقل شده از:تاريخ فلسفه در ايران و جهان اسلامی. ص:359.
شيخ شهاب الدين سهروردی،زاده شده در سهرورد زنجان بود. یکی از ويژگی های جالب اين فيلسوف اين است كه مانند رازی علاقه زيادی به ايران باستان داشته است و آراء خود را از آيين زرتشت و حكمت ايران باستان اخذ كرده است.
سهروردی سعی در احيای خرد و حكمت ايران قديم داشت و احياء كننده اصول فلسفی عقايد حكيمان ايران در مورد منشاء نور و ظلمت بود.
...
چون سهروردی از طرفی فيلسوف بود و از طرفی سعی در احيای حكمت قدیم ایران را داشت، فقيهان و علمای دين كينه او را به دل گرفتند.
به همين خاطر مجلس مناظرهای ترتيب دادند و او را به مسجد بزرگ حلب فرا خواندند. در اين جلسه، رئيس فقيهان او را مخاطب ساخته پرسيد:
" آيا خداوند قادر است پس از حضرت محمد پيامبر ديگری بيافريند؟".
سهروردی پاسخ داد:
" البته ، چه قدرتِ خدا مطلق است، و آنچه مطلق است حّد نميپذيرد."
فقيهان جواب سهروردی را به انكار خاتميت تفسير كرده آن را سند كفر وی ساختند. سند مذكور را به امضاء رسانيدند، و به حضور صلاح الدين ايوبی فرستادند، و او بيدرنگ فرمان قتل سهروردی و سوزانيدن آثار او را صادر كرد.
منابع:
نك به: روابط حكمت اشراق و فلسفه ايران باستان. هانری كربن. ترجمه: ع- روح بخشان. اساطير.تهران. چ اول:1382.
همانجا: ص:254.
"مقدمه" هياكل النورِ سهروردی . ص:10-18. به خامه محمد علی ابوريان. چاپ مصر. 1968. نقل شده از:تاريخ فلسفه در ايران و جهان اسلامی. ص:359.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر