۱۳۹۳ اسفند ۲۶, سه‌شنبه

بت اعظم

محمد در اندیشه خود خدابینی خود با ابداع الله ذهنی قوم عرب بعنوان بت اعظم در مخیله خود و ارتباط دهنده ای بنام جبرئیل توانست بادیه نشینان را حول آیین سیاسی اسلام برای اتحاد سیاسی مورد نیاز خود جمع بنماید



... العلق(1) قرآن را بنام پرورگارت که خدای آفریینده عالم است بر خلق قرائت کن..

بر مبنای ابن هشام بین اولین مرتبه که جبرئیل این آیه را بر محمد قرائت نمود تا مرتبه بعدی 3 سال فاصله زمانی است. البته دوره فترت را در روایتهای مختلفی 10 روزه و 2 ماه هم می دانند. .

در همان احادیث است که محمد ابراز نمود نمی توانم بخوانم و دوباره جبرئیل تکرار نمود آیه اش را برای قرائت و خواندن محمد.

در بررسی توصیف صفات 99 گانه الله و عبارت پایانی آیاتی از قرآن یعنی» علی کل شی علیم» خداوند بر همه چیز دانا است که فقط تعداد تکرار این عبارت پایانی را در سوره بقره اشاره می نمایم: بقره( 20- 29- 231- 244- 247- 256- 282) این تاکید » بخوان» بنام پروردگارت را بر کسی که فاقد قدرت خواندن است، خارج از منطق و ادله است و بیشتر برگرفته از همان اندیشه انسانی در بینش خودخدابینی آیین سیاسی اسلام می باشد.

اگر توخالق عالم و هستی هستید پس اجبار بر شخصی که خود بیان دارد که نمی توانم بخوانم در چیست؟

کماینکه العلق و مفادش هم میتواند با مجموعه گسترده آیات تقدیرگرایی در تضاد واقع بگردد.

انعام(59) اشاره به قدرت و اطلاعات الله بر روی زمین و دریا و پرندگان داردکه هیچ برگی بدون اجازه الله از درختی بر زمین نمی افتد.

این چگونه است الله با این قدرت فوق بر فردی که قدرت خواندن و تکرار مطالب را ندارد اعلام می نماید که بخوان. مگر الله از بی سوادی او مطع نبوده است؟.

در جایی دیگر از قرآن ما تاکیدی بر تلاوت می بینم و نه مفاد قرائت العلق(1). این خود بیشتر جای تامل دارد.

البینته(2) رسولی که فرستاده شد تاکتب آسمانی را تلاوت کند.

در این آیه صحبت از تلاوت است نه قرائت
قرآن خود در آیاتی به کلمات» امیون- امی – امیین» اشاراتی دارد:
بقره(78) امیون: بعضی عوام یهود که خواندن و نوشتن هم ندانند.

آل عمران(20)بگو با اهل کتاب و «امیان «که دارای علم کتاب آسمانی نیستند.
اعراف(157) از رسول و پیغمبر «امی» که تورات و انجیل در دست آنهاست.
جمعه(2) اوست خدایی که میان عرب امی( یعنی قومی که خواندن و نوشتن نمی دانستند).

«بعضی از علما لغت و تفسیر»امی» را به کسانی اطلاق می نمایند که سواد خواندن و نوشتن نمی دانسته اند».
منبع: تفسیر ابوالفتوح رازی 1:219) تاریخ جمع آوری قرآن- محمود رامیار صفحه 505.

«دسته دیگر گفته اند: امی منسوب به «ام» به معنی مادر است و یعنی اینها مادریند. یعنی بر اصل مادر مانده اند و چیزی نیاموخته اند.
دگران گفتند: مراد از»امیان» مردمان مکی اند. برای اینکه مکه را «ام القری» خوانند. و «ام القری» یعنی مادر شهرها و شهر پایتخت. بنابراین کسی که اهل مکه بوده»امی» نامیده می شد.»


پس پیامبر»امی «به معنی نداشتن کتاب دینی است نه بی سوادی.ایشان یک زمان بی سواد بود ولی بعد از اذواج با خدیجه مسلمان دارای سواد شده که خدیجه مسئولیت امور تجارتی خود را به او محول نموده است.

«امی» بمعنی بی سواد است اما نه مطلق بی سواد. بلکه کسی که کتابهای منزله آسمانی را نمی تواند بخواند و مجازا به معنی قومی که دارای کتاب نیستند نیز استعمال شده است.پس پیامبر «امی» یعنی پیغمبری که در میان قومی که تاکنون کتاب آسمانی بر آنها نازل نشده و بقول یهود»امی» بوده مبعوث گردیده است»

به نقل از مجله دانشکده ادبیات تهران.شماره 40 تیرماه 1342.صفحه 436.

دلایلی دال بر سواد محمد:

1- وظیفه پیامبر تنها ابلاغ وحی و رساندن آن نبوده است. او مامور تعلیم قرآن و تربیت مردم بود.

2-بیش از 300 مورد کلمات کتابت و مشتقات ان و بیش از 90 بار قرائت به گونه های مختلف در قرآن بکار رفته است. چطور میتوان گفت او بی سواد بوده است؟(منبع : تاریخ اسلام رامیار صفحه516).

3-البینته(2) رسولی که فرستاده شد تا کتب آسمانی را تلاوت کند.

در آین آیه صحبت از تلاوت است نه قرائت

4- موقع بگفت:مرگ و قلم و دواتی بیاورید تا برای شما چیزی بنویسم که بعد از من گمراه نشوید.

5- صلح حدیبیه: برای تنظیم پیمان متارکه وقتی سهیل بن عمرو فرستاده قریش از نوشتن بسم الله الرحمان الرحیم و محمد رسول الله امتناع نمود فتح(26). و قرار شد بنویسند بسمک اللهم. رسول نامه را گرفت و خود اصلاح نمود.
6- ریاست تجارتخانه خدیجه بدون داشتن سواد امکانپدیر نبوده است.

او زمانی بیسواد بود ولی بین سنین 25 تا 40 سالکی به حد کافی زمان در اختیار داشت که هم سواد خواندن و نوشتن یاد بگیرد و هم از مفاد تورات بهره ای ببرد وهم از اندیشه و تفکر اقتصاد و تجارت بهره مند بگردد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر