آیا دستورات قرآن با مدنیت و زمان امروز سنخیت دارند؟
قرآن بعنوان آخرین کتاب آسمانی در احزاب(40) این ادعا را نموده است که :
آل عمران(138) این کتاب حجت و بیانی است برای عموم و راهنمای و پندی برای پرهیزکاران.
اعراف(52) کتابی فرستادیم که در آن هر چیز را بر اساس علم و دانش تفضیل دادیم.
این ادعای حجت و بیان و پند برای پرهیزکاران و همه چیز را بر اساس علم و دانش تقضیل دادن باعث میگردد که با گذشت 1400سال هنوز مسلمانان بر این باور و گمان باشند که مفاد و آیات قرآن باید همواره در تمامی ...شئون زندگی کلید و راهنمای زندگی آنان باشد.
ولی آیا در واقع بدین صورت است. تمامی آیات قرآن بخصوص آیات دنیوی مدنی با قرائت زمینی و سیاسی اش همواره راهگشا ملل دنیا و مسلمین خواهند بود؟
آیاتی مانند:
مائده 33 - محمد 4 - انفال 67 - انعام 25 گردن زدن اسیر با مدنیت امروز تناسب ندارند.
مائده(33) آنها رابه قتل رسانند یا بدار کشند و یا دست و پایشان را به خلاف ببرند!!
محمد(4) آنها را گردن زنید تا آنگاه که از خونریزی بسیار دشمن را از پای در آورید!!
آیا امروزه در میادین جنگی قوانین صلیب سرخ بشما این اجازه را میدهد که دشمنان خود را بعد از اسارت به قتل و یا بدار و یا گردن زده تا از خونریزی بسیار از پا در آیند؟ البته امروزه هم انسانها و سیاستمداران خشن و شرور موجبات جنگ را فراهم وهمواره آدمهای بیگناه و غیر جنگی کشته میشوند ولی این مسائل همگی زمینی و دنیوی است و ربطی به الهی و ازلی بودنش ندارد و هیچ کجا هم کسی نیامده و ادعای اینکه این جنگ و مصیبت ثواب دارد و برای خدا می باشد را ندارد .مگر اندیشه دینی در توام با روابط کاسبکارانه زمینی و سیاسی بوده باشد. مثل تداوم جنگ 8 ساله ایران و عراق همسایه و مسلمان!!
در ادامه عدم سنخیت آیات قرآن با عقل و شعور آدمی در امروز را میتوان به آیاتی ذیل اشاره نمود:
انعام(25)- لقمان(6)- انفال(31) با شان نزول: گردن زدن اسیر جنگ بدر: نضربن حارث که پسرخاله حضرت بودند و افسانهً شاهان ایران باستان را در مکه در تفابل با آیات محمد ابراز میداشت.
همچنین انفال(67)- فرقان(27-28-29) با شان نزول:گردن زدن اسیر جنگ بدر: عقبه ابن ابی محیط که بنا بر تحریک ابی ابن خلف بر روی محمد آب دهان انداخته بود.
هر دو جریان گردن زدن اسیران جنگ بدر، همچنین شان نزول آیات فوق درکتب احادیث متفاوت ثبت شده است که در سیره حلبی در جلد یکم: صفحه 323.
سیره حلبی جلد دوم: صفحات. 186 تا 190 .
این قبیل جنایات برگرفته از قوانین خشک و بی روح کویر و صحرا در صدر اسلام بوده است. الهی و ازلی شمردن و معتقد به رعایت مفاد و اجرای آنان شخص را مجرم و جنایتکار می نماید. این خود تناقض با مفاد آل عمران(138)- اعراف(52) است که مندرجات قرآن را پندی و راهنمای برای پرهیزکاران بر اساس علم و دانش بر می شمارد.
امروزه مسلمانان در تلاش برای تاریخ زدایی قرآن از تاریخ اسلام و از آیاتی با این قبیل شان نزولات اند. مسلمانان خوب میدانند که عقل و منطق بشر امروزی با این قبیل جنایات و اسیر کشتن جور در نمی آید. آنان منکر این جنایات در آیات فوق و همچنین نسل کشی قوم یهود در مدینه و ترورهای سیاسی در مدینه بوده اند. مسلمانان همواره در تکاپو هستند که با بهره گیری از واژه های زیبا مفهوم شناختی و روان شناسی و جامعه شناسی که همگی محصول علوم عقلی غربیان نجس است، جامه ای زیبا بر تن و پیکر این آیین خشن بیابانی بپوشانند و قرآن را از تاریخ اسلامش سوا و مجزا نمایند.
تو گویی که شان نزول این آیات در باب موارد فوق نبوده است. برای هر قتلی و جنایتی توضیح و تشریحی بدور از عقل می آورند. غافل از اینکه تمام حوادث خونبار تاریخ 10 ساله مدینه و تاریخ 1400 ساله کشورهای اسلامی و دگراندیش کشی آنان و این جنایت عظیم بطور کامل در کتابهای مختلفی به ثبت و چاپ رسیده است.
اگر پذیرفته بگردد که آیات قرآن بر گرفته از ذهن محمد و با تناسب شرایط سیاسی – اجتماعی در مکه و مدینه شکل گرفته است. پذیرش اینکه این اعمال شمه ای از تاریخ عربستان در صدر اسلام است، جنبه واقعی بخود می گیرد و موضوع قابل درک میگردد. اما الهی – ازلی خواندن این آیات که ضمانت اجرایی به هیچ وجه ندارند و شخص مرتکب را مجرم و جنایتکار می نماید، نشانگر عدم خرد پرسشگر و گریز از عقلانیت بشری است.
آیا این قبیل آیات فوق که فقط نمونه بسیار کوچکی از آیات مدنی است را میشود امروزه با این شرایط و مدنیت فعلی به اجرا گذاشت؟ نبود ضمانت اجرایی یعنی نبود حقانیت آین آیات و آیین بیابانی.!!!
قرآن بعنوان آخرین کتاب آسمانی در احزاب(40) این ادعا را نموده است که :
آل عمران(138) این کتاب حجت و بیانی است برای عموم و راهنمای و پندی برای پرهیزکاران.
اعراف(52) کتابی فرستادیم که در آن هر چیز را بر اساس علم و دانش تفضیل دادیم.
این ادعای حجت و بیان و پند برای پرهیزکاران و همه چیز را بر اساس علم و دانش تقضیل دادن باعث میگردد که با گذشت 1400سال هنوز مسلمانان بر این باور و گمان باشند که مفاد و آیات قرآن باید همواره در تمامی ...شئون زندگی کلید و راهنمای زندگی آنان باشد.
ولی آیا در واقع بدین صورت است. تمامی آیات قرآن بخصوص آیات دنیوی مدنی با قرائت زمینی و سیاسی اش همواره راهگشا ملل دنیا و مسلمین خواهند بود؟
آیاتی مانند:
مائده 33 - محمد 4 - انفال 67 - انعام 25 گردن زدن اسیر با مدنیت امروز تناسب ندارند.
مائده(33) آنها رابه قتل رسانند یا بدار کشند و یا دست و پایشان را به خلاف ببرند!!
محمد(4) آنها را گردن زنید تا آنگاه که از خونریزی بسیار دشمن را از پای در آورید!!
آیا امروزه در میادین جنگی قوانین صلیب سرخ بشما این اجازه را میدهد که دشمنان خود را بعد از اسارت به قتل و یا بدار و یا گردن زده تا از خونریزی بسیار از پا در آیند؟ البته امروزه هم انسانها و سیاستمداران خشن و شرور موجبات جنگ را فراهم وهمواره آدمهای بیگناه و غیر جنگی کشته میشوند ولی این مسائل همگی زمینی و دنیوی است و ربطی به الهی و ازلی بودنش ندارد و هیچ کجا هم کسی نیامده و ادعای اینکه این جنگ و مصیبت ثواب دارد و برای خدا می باشد را ندارد .مگر اندیشه دینی در توام با روابط کاسبکارانه زمینی و سیاسی بوده باشد. مثل تداوم جنگ 8 ساله ایران و عراق همسایه و مسلمان!!
در ادامه عدم سنخیت آیات قرآن با عقل و شعور آدمی در امروز را میتوان به آیاتی ذیل اشاره نمود:
انعام(25)- لقمان(6)- انفال(31) با شان نزول: گردن زدن اسیر جنگ بدر: نضربن حارث که پسرخاله حضرت بودند و افسانهً شاهان ایران باستان را در مکه در تفابل با آیات محمد ابراز میداشت.
همچنین انفال(67)- فرقان(27-28-29) با شان نزول:گردن زدن اسیر جنگ بدر: عقبه ابن ابی محیط که بنا بر تحریک ابی ابن خلف بر روی محمد آب دهان انداخته بود.
هر دو جریان گردن زدن اسیران جنگ بدر، همچنین شان نزول آیات فوق درکتب احادیث متفاوت ثبت شده است که در سیره حلبی در جلد یکم: صفحه 323.
سیره حلبی جلد دوم: صفحات. 186 تا 190 .
این قبیل جنایات برگرفته از قوانین خشک و بی روح کویر و صحرا در صدر اسلام بوده است. الهی و ازلی شمردن و معتقد به رعایت مفاد و اجرای آنان شخص را مجرم و جنایتکار می نماید. این خود تناقض با مفاد آل عمران(138)- اعراف(52) است که مندرجات قرآن را پندی و راهنمای برای پرهیزکاران بر اساس علم و دانش بر می شمارد.
امروزه مسلمانان در تلاش برای تاریخ زدایی قرآن از تاریخ اسلام و از آیاتی با این قبیل شان نزولات اند. مسلمانان خوب میدانند که عقل و منطق بشر امروزی با این قبیل جنایات و اسیر کشتن جور در نمی آید. آنان منکر این جنایات در آیات فوق و همچنین نسل کشی قوم یهود در مدینه و ترورهای سیاسی در مدینه بوده اند. مسلمانان همواره در تکاپو هستند که با بهره گیری از واژه های زیبا مفهوم شناختی و روان شناسی و جامعه شناسی که همگی محصول علوم عقلی غربیان نجس است، جامه ای زیبا بر تن و پیکر این آیین خشن بیابانی بپوشانند و قرآن را از تاریخ اسلامش سوا و مجزا نمایند.
تو گویی که شان نزول این آیات در باب موارد فوق نبوده است. برای هر قتلی و جنایتی توضیح و تشریحی بدور از عقل می آورند. غافل از اینکه تمام حوادث خونبار تاریخ 10 ساله مدینه و تاریخ 1400 ساله کشورهای اسلامی و دگراندیش کشی آنان و این جنایت عظیم بطور کامل در کتابهای مختلفی به ثبت و چاپ رسیده است.
اگر پذیرفته بگردد که آیات قرآن بر گرفته از ذهن محمد و با تناسب شرایط سیاسی – اجتماعی در مکه و مدینه شکل گرفته است. پذیرش اینکه این اعمال شمه ای از تاریخ عربستان در صدر اسلام است، جنبه واقعی بخود می گیرد و موضوع قابل درک میگردد. اما الهی – ازلی خواندن این آیات که ضمانت اجرایی به هیچ وجه ندارند و شخص مرتکب را مجرم و جنایتکار می نماید، نشانگر عدم خرد پرسشگر و گریز از عقلانیت بشری است.
آیا این قبیل آیات فوق که فقط نمونه بسیار کوچکی از آیات مدنی است را میشود امروزه با این شرایط و مدنیت فعلی به اجرا گذاشت؟ نبود ضمانت اجرایی یعنی نبود حقانیت آین آیات و آیین بیابانی.!!!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر