توهین قرآن به شاعران
اگر قرآن با دقت و بدون تعصب خوانده شود، ملاحظه میگردد که در آن به انسانهای زیادی توهین شده، برخی از این توهینها به نژاد بشریت است،
مانند اینکه وی معتقد بود خوک و میمون از انساهای کافر طغیانگر پدید آمدند، گرف...ته تا دام خواندن تمامی مخالفینش و لعنت فرستادن به آنان، همه تمامی این توهینها را کمابیش شنیدهاند؛
اما توهینی کمتر شنیده شده در قرآن وجود دارد که زیاد به آن پرداخته نشده است و آن توهین به شعرا در سورهای به همین نام است، قرآن آنان را کسانی مینامد که در هر درهای سرگردان هستند و بیان مینماید کسانیکه به سخنان شاعران گوش میدهند گمراهان هستند.
از دید این کتاب به اصطلاح آسمانی که بسیاری از شاعران ما نیز آن را ظاهرا نادانسته و تقلید گونه الگوی خویش میدانند خطاب به شعرا میگوید که آنان در هر درهای سرگردان هستند:
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ (شعراء/225) آيا نديدهاى(نمیدانی) كه آنان در هر درهای سرگردان هستند. (وادی یعنی دره)
در آیهی پیش از این نیز میگوید که گمراهان پیروان آنان هستند:
وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ (شعراء/224) و شاعران کسانی هستند که گمراهان از ایشان پیروی مینمایند.
این در حالی است که در آیات پیش از آن، از کسانی یاد میکند که شیطان بر آنان سخنانی را فرو میفرستد و آنان را دروغگوی گناهکار مینامد:
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ (شعراء/221) آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند؟
تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ (شعراء/222) بر هر دروغگوئی گناهكار فرود آید.
و در ادامه گروه بیشتر آنان را دروغگویان مینامد:
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ (شعراء/223) آنان گوش میدهند در حالی که بیشترشان دروغگویانند.
در زمان محمد در میان قبیلههای گوناگونی که در مکه حضور داشتند سخنوران و شاعران ماهری وجود داشتند،
هنگامی که محمد سخنان خود را به خدایش، الله نسبت میداد، میان مردم مکه در مورد او حدس و گمانهای زیادی رواج یافت،
خود قرآن در این زمینه میگوید که مردم به سه دسته تقسیم شدند،
گروهی او را کسی میدانستند که خوابهای پریشان میبیند؛ زیرا وی معتقد بود که خواب جزئی از نبوت است، داستان اسرا و سفر شبانهی او با براق به آسمان هفتم و نزد الله در همین راستا بود؛
گروهی هم او را شیاد میدیدند
و گروه سوم وی را شاعر مینامیدند، همه این گروهای در این نقطه اشترک نظر داشتند که اگر او راست میگوید معجزهی آشکاری را به آنان نشان دهد:
بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ بَلِ افْتَرَاهُ بَلْ هُوَ شَاعِرٌ فَلْيَأْتِنَا بِآيَةٍ كَمَا أُرْسِلَ الأَوَّلُونَ (انبیاء/5)
بلكه گفتند (سخنان او) خوابهاى پریشان است (و گروهی گفتند) بلكه دروغگوئی بیش نیست (و گروهی گفتند) بلكه او شاعرى است؛ پس همان گونه كه براى پيشينيان هم عرضه شد بايد براى ما نشانهاى بياورد.
از آنجائیکه سخنان او به زیبائی شعر شاعران نبود، وی را شاعری دیوانه میدانستند، شاید دلیل اصلی توهینی که از زبان او و منتسب به الله در مورد شاعران بیان میشد در همین نکته باید دید:
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ (صافات/36) و مىگفتند آيا ما به خاطر شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر