بررسی ادعای عدم توانائی در آوردن سورهای مانند قرآن.
وَإِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ (بقره/23)
یکی از ادعاهائی که مسلمانان همیشه مطرح میکنند این است که کسی توانائی نوشتن جملهای را مانند قرآن ندارد؛
این ادعا یکی از پوچترین ادعائی است که میتوان برای غیبی خواندن هر چیزی را بیان کرد؛
مثلا، الان داستانی را مینویسم و آن را به وجود وهمی نسبت میدهم که شب هنگام به من آموخته است، صرفنظر از اینکه داستان ساده باشد یا پرمحتوا، همواره میتوانم ادعا نمایم که اگر شما منکر این هستید که این را از غیب آموختم جمله ای مانند آن را بیان نمائید
جملاتی را که در زیر نوشتهام نیز در پاسخ به مبارزه طلبی اسلام است،
همین که دانسته شود چندین آیه در خود قرآن نیز کاملا شبیه به هم و در چند نقطه تکرار شده است خود بهترین گواه بر رد اعجاز این کتاب است،
مسلمانان هنگامیکه با جملاتی ساده و ابتدائی در قرآن مواجه میشوند شروع به تفسیر و شرح آسمان ریسمان بافی در آن مینمایند،
مثلا اگر قرآن به صراحت بیان کرده که ما آسمان را نگه داشته ایم تا مبادا بر زمین بیفتد، چون این جمله را ساده میبینند و از سوی دیگر هم معتقدند که قرآن کتاب و سخنان خدائی به نام الله که مالک همه چیز است میباشد شروع به تفسیر علمی در آن مینمایند، اگر بدون تعصب این کتاب خوانده شود مشاهده میگردد که چیزی جز خرافه و پوچگوئی نیست.
بــــِــــــــــسمِ الاتِ الغَـــشاشِ الکَــذاب
الخر(1) (از حروف اعجازی است).
وَالنِّتِّ الْعَظِيْمِ (2) و سوگند به اینترنت بزرگ.
إِنَّ القرآن قَوْلُ حُمارٍ كَبیر (3) همان قرآن سخنان الاغی است بزرگ.
يَمُجُّهُ إِلَّاْ كُلُّ طَویلُ الاُذنٍ غَشِيْمٍِ (4) همه آن را انکار می کند مگر دراز گوشان غشاش.
قُلْ يَاْ أَيُّهَا اَلعِباد إِنَّكُمْ لَفِيْ ضَلَاْلٍ بَعِيْدٍ (5) بگو ای جماعت بنده، شما در گمراهی عمیقی هستید.
إنَّ الَذِيْنَ آمنوا باللهِ وَاقواله لَا نَصِیبَ لَِبلادِهمْ الا خِسارهَ و اَعتَدنا لَهُم نَارٌ بِمِثلِ جَهَنَّمَ وَعَذَابٌ شَدِيْدٌ (6) همانا کسانیکه به الله و سخنانش ایمان دارند، برای آنان و کشورشان سهمی از (دانش) نخواهد ماند و برای آنان آتش و عذاب سختی مانند جهنم را آماده کردهایم.
و يَوْمَ اقول يَاْ مَعشَرَ الخُرافَه قَدْ أَنْعَمْتُ عَلَىَ الَذِيْنَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِهُدَى عقلٍ کَرِیمٌ لِماذا اُجِرتُم(7) و روزی که خواهم گفت ای جماعت خرافه پرست، برای (شما و) قبل از شما (نیز) نعمت عقل را ارزانی داده بودیم، چرا عقلتان را اجاره داده بودید؟
فَمَا كَاْنَ لَكُمْ أَنْ تَكْفُرُوْا بِمَا أَعطِیتُم وَتَضِلُّوْا سَوَاءَ السَّبِيْلِ (8) شما را چه شده بود به آنچه که به شما داده بودیم منکر میشدید و راهتان را گم کرده بودید؟
قَالُوْا رَبَّنَا مَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا لَكِنْ أَضَلَّنَا مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ كَاَنَ مِنَ الْمُرْسَلِيْنَ (9) گفتند پروردگارا، ما به خودمان ستمی نکرده بودیم اما کسی که خود را فرستاده الله نامید ما را گمراه کرد.
وَإِذْ قُلتُ قَدْ أَغْوَيْتَ عِبَاْدِيَ يَا مُحَمَّدُ وَجَعَلْتَهُمُ مِنَ الْكَافِرِيْنَ (10) و هنگامیکه به محمد گفتم آیا شما آنها را فریب دادی و از انکار کنندگان عقل گذاشتی؟
و قَاْلَ رَبِيَّ إِنَّمَا أَغْوَانِيَ الشَّيْطَنُ و جَعَلتَنِی مِن بَدُوفِیلِیوُن إِنَّهُ كَانَ لِأَوْلِيَائِهِ أَعْظَمُ الْمُفْسِدِيْنَ (11)
و او گفت پروردگارا، شیطان فریبم داد و من را هم در زمرهی پدوفیلیان قرار داد، همانا شیطان رهبرش و از مفسدان بزرگ بود.
وَإِنّ قَضَیت أمْرَاً فَإِنَّی أَعْلَمُ بِمَا قَضَىَ وَ انی عَلى كُلِّ شَيئٍ قَدِيْرٍ(12) و اگر سرنوشت حتمی را اراده کنم و من داناترم به آنچه که سرنوشت گردانیدم و من بر هر چیزی توانا هستم.
کذب الله الحمار غشیم (دروغ گفت الله خری(1) غشاش)
....................................................................
تفسیر برخی از آیات به نقل از عالم ربانی بزرگ و بزرگ مرجع علیقدر جهان اسلام:
الخر: از حروف اعجازی خداست که تفسیرش تنها نزد ماست و به کسی هم نخواهیم گفت.
وَالنِّتِّ الْعَظِيْمِ : نت در اینجا دارای چندین معناست که بنا به فراخور شما بیان خواهم کرد؛
1- نت در واقع همان نُت موسیقی است که خدا 1400 سال پیش و خیلی زودتر از موسیقی دانان غربی بیان فرموده است. 2- نت همان اینترنت است.
البته تفاسیر دیگری هم دارد که شما قادر به درک آن نیستید.
إِنَّ القرآن قَوْلُ حمار كَرِيْمٍ : در اینجا نیز واژه ی حمار وجود دارد که خود دارای چندین معناست،
برخی از مفسرین میگویند که مراد آسمان است هنگامیکه سرخ میشود، اگر خوب به آسمان هنگام غروب خورشید نگاه کنید متوجه این نکته خواهید شد، برخی دیگر از مفسرین هم میگویند که مراد از حمار در واقع همان سیارهی مریخ است؛ گروهی دیگر نیز بیان میکنند که مراد سرخپوستان است زیرا این کتاب رحمه للعالمین است.
يَمُجُّهُ إِلَّاْ كُلُّ خَارٍ غَشِيْمٍِ : اگر به صورت ظاهری تفسیر کنیم در واقع این است که هیچ کس غیر از خار حرف ما را رد نمی کند،
اما معنای خار!
خار همان صفت مشدده خر است و بیان می نماید کسی که حرف ما را باور نکند خر است این واژه از مجوسیان وارد قرآن شده برخی دیگر از مفسیرین هم گفته اند که در این واژه اعجازی نهفته است و آن اینکه خری غشاش در بلاد فارس خود را جای خدا جا خواهد زد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر