۱۳۹۴ فروردین ۴, سه‌شنبه

ابعاد مختلف روزه در اسلام و تناقضات قرآن در این باره.


ابعاد مختلف روزه در اسلام و تناقضات قرآن در این باره.

پس از اینکه محمد به مدنیه هجرت نمود مسلمانان در وضعیت معیشتی خوبی قرار نداشتند، بسیاری از آنها از تأمین ابتدائی‌ترین نیاز خویش هم ناتوان بودند؛
او در فکر راهی بود تا بتواند به اینگونه مسلمانان کمک نماید،
بنابراین در سال دوم هجری بود که این آیه را از سوی خدایش، الله، بیان نمود:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ (بقره/183)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، روزه بر شما نوشته(واجب) شده است همان گونه كه بر كسانى پيش از شما نوشته شده بود، باشد كه پرهيزگارى كنيد.

در این آیه بیان شده است که ما روزه را بر شما مسلمانان واجب گردانیدیم، همانگونه که بر دینهای پیش از تو واجب بود،

البته محمد در ابتدا نمی‌دانست که کیفیت روزه در سایر ادایان ابراهیمی چگونه است:

فَكُلِي وَاشْرَبِي وَقَرِّي عَيْنًا فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا (مریم/26)
و بخور و بنوش و ديده روشن دار پس اگر كسى از آدميان را ديدى بگوى من براى الله رحمان روزه نذر كردهام و امروز مطلقا با انسانى سخن نخواهم گفت.

این آیه نشان میدهد که گمان قرآن از روزه ی ادیان پیش از مسیح عدم تکلم است؛ سوره ی مریم در مکه بیان شده و هنوز پیامبر اسلام واجب بودن روزه را اعلام نکرده بود.

محمد ابن عبدالله در ابتدای بیان وجوب روزه در کیفیت آن دچار سردرگرمی بود، او در قرآنش می‌گوید:

أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ (بقره/184)
چند روز انگشت‌شماری را (روزه باشید) و كسانی از شما که بيمار يا مسافر باشند، روزهای ديگری را (روزه بگیرند)، و خوراک به مسکین دادن برای کسانیکه توانائیش را دارند،
و (ولی) كسی كه از روی میل پذیرای کار نیک باشد برای او بهتر است؛ پس اگر روزه بگیرید برایش بهتر است اگر بدانيد.

در اینجا از "ایاما معدودات" نام برده شده که بدان معنا که روز خاصی مد نظر نبوده است،
اگر کسی در سفر یا بیمار باشد روز دیگری را باید روزه بگیرد و در ادامه بیان شده که اگر کسی توانائی را دارد فدیه بدهد،
در اینجا منظور ار توانائی همان توانائی مالی و خوراک دادن به مسکین است ولی اگر او هم روزه بگیره به تقوا نزدیکتر است،
در اینجا هر توانگری می‌تواند بگوید که من بجای روزه گرفتن فدیه می‌دهم پس او مخیر است .

از دید اسلام بر کسی که توانائی روزه را ندارد(مانند بیماران و سالخوردگان) نه تنها روزه گرفتن واجب نیست بلکه خوردن و فدیه دادن بهتر است در صورتیکه در اینجا بیان شده است.


اگر در اینجا منظور ضعف جسمی بود چرا بیان شده که باید فدیه بدهد، اگر توانائی فدیه دادن هم نداشت چکار کند؟
در اینجا به طور قطع گفته شده که باید فدیه بدهد؛ قرآن در ابتدای آیه، افراد مستثنی را مشخص کرده است؛ در ادامه خطاب کلی را بیان می‌نماید که اگر روزه بگیرد بهتر و به تقوا نزدیکتر است:

وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ

این موضوع (تطوع) در صورتی معنا پیدا می‌کند که از روی اختیار باشد، پس خطاب به توانگران است که هم توانائی روزه گرفتن را دارند و هم اطعام.
این لفظ در بسیاری از احادیث محمد آمده است:
كان في ابتداء الأمر من شاء صام ومن شاء أفطر وأطعم عن كل يوم مسكينا (در ابتدای امر هر کسی که مایل بود روزه می‌گرفت و هر کسی که مایل بود روزه نمی‌گرفت و به ازاء هر روز روزه نگرفتن به مسکینی خوراک می‌داد)

روی همین اساس بود که محمد در ابتدا سه روز از هر ماه قمری روزه را واجب نمود

طبری در تفسیرش می‌گوید که روزه در ابتدا 3 روز در هر ماه بود

این موضوع تقریبا در تمامی تفاسیر معتبر اسلامی نیز آمده است

در ادامه‌ی گرگون شدن حکم روزه محمد روزه را تنها در ماه رمضان واجب نمود و لفظ "یطیقونه" را از استثنائیات روزه برداست و آن را تنها شما بیماران و کسانیکه در سفر هستند نمود،
لازم به یادآوری است که آیات مختلف قرآن در فواصل زمانی زیاد بیان می‌شد و :

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (بقره/185)
ماه رمضان است كه در آن قرآن فرو فرستاده شده است که هدایت است با دلايل آشكاری از هدايت برای مردم؛ و جداکننده‌ی راستی از گمراهی است؛ پس هر كس از شما اين ماه را مشاهده نمود بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است تعدادى از روزهاى ديگر؛ الله براى شما آسانى مىخواهد و براى شما دشوارى نمىخواهد تا شما تكميل كنيد و الله را به پاس آنكه هدایتتان كرده است به بزرگى بستاييد و تا كه شكرگزارى كنيد.

در ابتدای بیان وجوب روزه، مقاربت جنسی هم در ماه رمضان حرام بود،

محمد از طریق برخی از یارانش متوجه شد که حتی کسانیکه در این ایام در مسجد معتکف شده‌اند نیز بصورت پنهانی با زنان خویش مقاربت می‌نمایند، از آنجائیکه می‌دانست ترک اینکار در مدت طولانی برای آنها (و صد البته خود او) سخت است بیان نمود که:

أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُون (بقره/187
در شبهاى روزه آمیزش جنسی با زنانتان بر شما حلال گرديده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد،

پس الله مىدانست كه شما با خودتان ناراستى مىكرديد؛ پس به جای شما توبه نمود و آنرا پذيرفت و از شما درگذشت پس اكنون با آنان همخوابگى كنيد و آنچه را الله براى شما مقرر داشته طلب كنيد (رابطه ی جنسی) و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه بر شما نمودار شود (قبل از اذان صبح) سپس روزه را تا شب به اتمام رسانيد و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد آمیزش نکنید، اين است حدود احكام الهى پس بدان نزديك نشويد اين گونه الله آيات خود را براى مردم بيان مىكند تا پرهیزگاری نمائید.


نکته‌ی جالب دیگری که در این آیه وجود دارد این است که قرآن می‌گوید: "الله مىدانست كه شما با خودتان ناراستى مىكرديد؛ پس به جای شما توبه نمود و آنرا پذيرفت"؛ اگر الله می‌دانست که که آنها این کار را انجام می‌دهند پس چرا از ابتدا این را حرام اعلام ننمود؟ ضمنا آیا معنا دارد که الله بجای کسی توبه کند و آن توبه را نیز بپذیرد؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر